تحولات منطقه

در شرایط کنونی کشور آنچه موجب روشن شدن راه برای ملت ایران است رجوع به رهنمودهای رهبران کشور ایران اسلامی است. یکی از مهم‌ترین توصیه‌های رهبری انقلاب اسلامی که در روزهای اخیر بیان شده، مفهوم مقاومت است.

تبیین ابعاد استقامت در منظومه فکری «رهبر شهید»؛ پیوند میان جهاد عملی و معنوی/ مقاومت؛ از جهاد در میدان تا استقامت در جان
زمان مطالعه: ۷ دقیقه

در شرایط کنونی کشور آنچه موجب روشن شدن راه برای ملت ایران است رجوع به رهنمودهای رهبران کشور ایران اسلامی است. یکی از مهم‌ترین توصیه‌های رهبری انقلاب اسلامی که در روزهای اخیر بیان شده، مفهوم مقاومت است؛ بحثی که در ادبیات بنیان‌گذاران انقلاب اسلامی ایران سابقه‌ای مفصل دارد. حضرت آیت الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی فرمودند: «... امروز که ملت‌های جهان از ظلم و بیداد دولت آمریکا و صهیونیست‌های جنایتکار و نابودکننده‌ حرث و نسل به ستوه آمده‌اند، راهی جز جهاد و مقاومت، پیش رو نمانده است و پایداری در این راه، نصرت موعود الهی را نصیب مجاهدان راه حق خواهد کرد... وَکَانَ حَقًّا عَلَیْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِینَ» (۰۴/۰۵/۱۴۰۵؛ پاسخ به نامه اعلام بیعت و وفاداری دبیرکل و رزمندگان مؤمن و شجاع حزب‌الله). مفهوم مقاومت در اندیشه‌ انقلاب اسلامی، مفهومی تک‌ساحتی و صرفاً سیاسی یا نظامی نیست، بلکه شبکه‌ای از معانی به‌هم‌ پیوسته را در بر می‌گیرد که از میدان نبرد تا میدان فرهنگ، از عرصه‌ اجتماع تا ساحت جان و از ایستادگی جمعی تا مراقبت معنوی فردی امتداد می‌یابد. در این چارچوب، مقاومت نه فقط واکنشی به فشار و سلطه، بلکه روشی برای حفظ هویت، صیانت از ایمان، جلوگیری از فرسایش درونی و استمرار در مسیر حق تلقی می‌شود. به همین دلیل، هر جا سخن از جهاد و پایداری به میان می‌آید، در کنار آن باید از بصیرت، استقامت، ذکر، دعا و مراقبت از بنیان‌های فرهنگی نیز سخن گفت. آنچه در ادامه می‌آید، برشی از بیانات رهبر شهید ملت ایران است تا پیوند میان میدان، معنا، ایمان و پایداری روشن‌تر دیده شود.
مقاومت، هم پاسخ ملت‌های آزاده به ظلم و تحمیل است، هم شرط حفظ موجودیت فرهنگی جامعه، هم ضرورت مراقبت از فرسایش روحی انسان، و هم نتیجه‌ پیوند دائمی مبارزه با معنویت. از این منظر، مقاومت صرفاً یک تاکتیک مقطعی نیست، بلکه مکتبی فکری و عملی است که در رفتار فردی، حیات اجتماعی و افق تمدنی یک ملت معنا پیدا می‌کند.

مقاومت در برابر ظلم و تحمیل

رهبر شهید انقلاب، مکتب امام(ره) را «مکتب مقاومت» می‌نامیدند؛ ایشان مقاومت را به عنوان پاسخ طبیعی و ناگزیر ملت‌ها در برابر ظلم، اشغال و زورگویی مطرح می‌کنند و با اشاره به مبنای قرآنی آن می‌فرمایند: «بنده وقتی به این خصوصیت امام نگاه می‌کنم و به آیات قرآن مراجعه می‌کنم، می‌بینم امام حقیقتاً بسیاری از آیات قرآن را با همین ایستادگی خود و مقاومت خود معنا کرد». (۱۴/۳/۱۳۹۸) در ادامه فرموده‌اند: «مقاومت، واکنش طبیعی هر ملت آزاده و باشرف در مقابل تحمیل و زورگویی است». (۱۴/۳/۱۳۹۸). موضوع مقاومت در برابر دشمن دارای جایگاهی ویژه در اندیشه‌ شهید حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای است. ایشان مقاومت را نه یک انتخاب حاشیه‌ای، بلکه منطق عزتمندانه‌ ملت‌های آزاده معرفی می‌کنند.

مقاومت فرهنگی و پاسداری از ایمان

در ساحت اندیشه‌‎ای رهبر شهید، مقاومت فرهنگی به عنوان لایه‌ای بنیادی‌تر از مقاومت و شرط حفظ هویت دینی و اجتماعی مطرح می‌شود. قائد شهید ملت ایران می‌فرمایند: «مقاومت وقتی گفته می‌شود، فوراً ذهن می‌رود به مقاومت نظامی و امنیتی و امثال این‌ها. خب بله، آن هم قطعاً مقاومت است، اما بالاتر از آن، مقاومت فرهنگی است. حصار فرهنگی، خاکریز فرهنگی در کشور اگر سست باشد، همه‌ چیز از دست خواهد رفت... آماج این حرکت هم درست همان چیزی است که مایه و هسته‌ اصلی ایجاد نظام اسلامی شد؛ یعنی ایمان دینی، آماج این است». (۳۱/۵/۱۳۹۵) از این منظر، دفاع از فرهنگ و ایمان یکی از عمیق‌ترین میدان‌های پایداری و مقاومت است.

استقامت و جبران فرسایش‌های روحی

انسان به باورِ بستر روحی و روانی‌اش انسان است و ایستادگی و پایداری حقیقی، بدون مراقبت دائمی از جان و معنویت انسان دوام نخواهد یافت. رهبر شهید ملت ایران با اشراف به همه نیازهای بشری می‌فرمایند: «دل و جان ما در برخورد با حوادث روزمره زندگی، به طور دائم در حال فرسایش است. باید حساب این فرسایش‌ها را کرد و جبران آن را با وسایل درست، پیش‌بینی نمود، و الّا انسان از بین خواهد رفت. ممکن است انسان از لحاظ مادی و صوری، تنومند و فربه هم بشود؛ اما اگر به فکر جبران این سایش‌ها نباشد، از لحاظ معنوی نابود خواهد شد. قرآن می‌فرماید: «انّ الّذین قالوا ربّنا الله ثمّ استقاموا تتنزّل علیهم الملائکة». «ربّنا الله» یعنی اعتراف به عبودیت در مقابل خدا و تسلیم در مقابل او. این چیز خیلی بزرگی است؛ اما کافی نیست. وقتی می‌گوییم «ربّنا الله»، برای همین لحظه‌ای که می‌گوییم، خیلی خوب است؛ اما اگر «ربّنا الله» را فراموش کردیم، «ربّنا الله» امروزِ ما دیگر برای فردای ما کاری صورت نخواهد داد. لذا می‌فرماید: «ثمّ استقاموا»؛ پایداری و استقامت کنند و در این راه باقی بمانند. این است که موجب می‌شود «تتنزّل علیهم الملائکة»، والّا با یک لحظه و یک برهه خوب بودن، فرشتگان خدا بر انسان نازل نمی‌شوند، نور هدایت و دست کمک الهی به سوی انسان دراز نمی‌شود و انسان به مرتبه عباد صالحین نمی‌رسد. باید این را ادامه داد و در این راه باقی ماند؛ «ثمّ استقاموا». اگر بخواهید این استقامت به وجود آید، باید به طور دائم مراقبت کنید که این بارِ مبنای معنویت از سطح لازم پایین نیفتد». (۱۷/۷/۱۳۸۱؛ بیانات در دیدار جمعی از پاسداران) همان گونه که ملاحظه می‌کنید؛ در این بیان، استقامت به مثابه استمرار آگاهانه در مسیر ایمان و مراقبت از فرسایش درونی معرفی می‌شود.

جمع میان سیاست، جهاد و عبادت

با توجه به تک‌بعدی نبودن انسان و توجه دین اسلام به همه ابعاد نیازهای انسان، قائد شهید ملت ایران در بیانات خود الگویی از شخصیت دینی را ترسیم می‌کنند که در عین حضور فعال در میدان‌های بزرگ، از دعا، توبه و عبادت غفلت نمی‌کند و با الگوگیری از سیره اهل بیت(ع) می‌فرمایند: «از خصوصیات امیرالمؤمنین(ع)، استغفار آن بزرگوار است که در همین خصوص، من چند جمله‌ای در آخر این خطبه عرض کنم. دعا و توبه و انابه و استغفار امیرالمؤمنین(ع) خیلی مهم است. شخصیتی که جنگ و مبارزه می‌کند، میدان‌های جنگ را می‌آراید، میدان‌های سیاست را می‌آراید، نزدیک به پنج سال بر بزرگ‌ترین کشورهای آن روز دنیا حکومت می‌کند (اگر امروز قلمرو حکومت امیرالمؤمنین(ع) را نگاه کنید، مثلاً شاید ۱۰کشور یا چیزی در این حدود باشد) در چنین قلمرو وسیعی با آن همه کار و با آن همه تلاش، امیرالمؤمنین(ع) یک سیاستمدار کامل و بزرگ است و دنیایی را در واقع اداره می‌کند؛ آن میدان سیاستش، آن میدان جنگش، آن میدان اداره‌ امور اجتماعی‌اش، آن قضاوتش در بین مردم و حفظ حقوق انسان‌ها در این جامعه. این‌ها کارهای خیلی بزرگی است، خیلی اشتغال و اهتمام می‌طلبد و همه‌ وقت انسان را به خودش مشغول می‌کند. در این طور جاها، آدم‌های یک‌بُعدی می‌گویند دعا و عبادت ما همین است دیگر. ما در راه خدا کار می‌کنیم و کارمان برای خداست. اما امیرالمؤمنین(ع) این طور نمی‌فرماید. آن کارها را دارد، عبادت هم دارد. در بعضی از روایات دارد - البته من خیلی دنبال این قضیه تحقیق نکردم، تا ببینم روایات قابل اعتماد است یا نه - که امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاة و السّلام در شبانه‌روز، گاهی هزار رکعت نماز می‌خواند!». (۱۲/۱۱/۱۳۷۵؛ بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران) این تصویر از زیست امام علی(ع) و شرح آن در بیانات رهبر شهید نسبت عمیق میان مسئولیت اجتماعی و بندگی شخصی را به شکلی روشن نشان می‌دهد.

جهاد درونی پشتوانه جهاد بیرونی

در مبانی دین اسلام همواره پیوند میان مبارزه در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی با تهذیب نفس و ارتباط مستمر با خداوند برجسته می‌شود. همان گونه که قائد شهید مردم ایران در مورد امام راحل فرمودند: «جهاد این مرد بزرگ [امام(ره)] صرفاً جهاد سیاسی و اجتماعی یا جهاد فکری نبود بلکه همراه با همه‌ این جهادها، جهاد درونی، جهاد با نفس، پایبندی به ارتباط مستمر و دائم با خدای متعال هم بود؛ این هم درس است. این‌ جور نیست که اگر ما در میدان جهاد فکری یا جهاد علمی یا جهاد سیاسی یا جهاد نظامی وارد شدیم، حق داشته باشیم که از این بخش از جهاد صرف ‌نظر کنیم. امام بزرگوار اهل خشوع بود، اهل بکاء بود، اهل دعا بود، اهل توسل و تضرع بود. در همین ماه مبارک شعبان مکرر این فقره‌ مناجات شعبانیه را در سخنرانی خود تکرار می‌کرد: اِلهی هَب لی کَمالَ الِانقِطاعِ اِلیکَ وَ اَنِر اَبصارَ قُلوبِنا بِضِیاءِ نَظَرِها اِلَیکَ حَتَّی تَخرِقَ اَبصارُ القُلوبِ حُجُبَ النّورِ فَتَصِلَ اِلی‌ مَعدِنِ العَظَمَة. این رفتار او بود، گریه‌ سحرگاهان او، مناجات او، دعای او، ارتباط دائمی او که این حالت، پشتوانه‌ معنوی تداوم و استمرار جهاد این مرد بزرگ را تشکیل می‌داد. این ‌را هم در حاشیه‌ جهاد فی‌ سبیل‌الله امام بزرگوارمان به یاد داشته باشیم». (۱۴/۳/۱۳۹۴؛ بیانات در مراسم بیست‌ و ششمین سالگرد رحلت امام خمینی(ره)) مطابق این امر، رهبر شهید ما با الگوگیری از زیست امام راحل جهاد اصیل را حاصل همزمانی حضور در میدان و مراقبت از باطن معرفی می‌کنند.

دعا، ذکر و عبادت؛ پشتوانه‌های مقاومت معنوی

در هر نقشی که در اجتماع یا خانواده باشیم وظایف سنگینی داریم. رهبر شهید ملت ایران در این خصوص می‌فرمایند:
«... وظیفه سنگین است؛ اگر بخواهیم این وظایف را انجام بدهیم، احتیاج داریم به این استحکام ارتباط. باید ارتباط را قوی کرد؛ روزبه‌روز باید این ارتباط را حفظ کرد. ذکر دائم برای این است؛ اینکه نماز را در هر روز گذاشته‌اند و با تناوب گذاشته‌اند، برای این است که ما دچار غفلت نشویم. یکی از بزرگ‌ترین نعمت‌های خدا، همین واجب کردن نماز بر ماست. اگر نماز را بر ما واجب نمی‌کردند، ما غرق در غفلت می‌شدیم؛ صبح، از خواب که پا می‌شوید، به یاد خدا؛ ظهر، وسط اشتغالات زندگی و معیشتی، به یاد خدا؛ شب، در پایان یک روزی که در آن تلاش کردید و کار کردید، به یاد خدا. «با یاد رویت جای در بستر گرفتم‌/ با آرزویت سر ز بستر برگرفتم» این آن ترتیب و برنامه‌ای است که برای ما در نظر گرفتند...». (۶/۳/۱۳۹۴؛ بیانات در دیدار نمایندگان مجلس شورای اسلامی) در این چارچوب، ذکر و نماز سازوکار حفظ حضور قلب و تداوم استقامت در مسیر مسئولیت تلقی می‌شوند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha